از نطفه و نسل کیومرث،نخستین شاه و انسان(ابوالبشر)مشی و مشیانه بوجود آمدند که برای ادامه نسل انسان با هم زنا شویی نمودند(مانند فرزندان حضرت آدم(ع)که باهم ازدواج کرده بودند)البته باید توجه داشت که ازدواج با محارم جایز نبوده و فقط به خاطر ادامه نسل بشر اینگونه ازدواجی صورت گرفته است.

در آن زمان چون رسم خاصی برای ازدواج نبود،مشی و مشیانه سبزه گره زدند و این نشانه ازدواج آن دو بود.رسم سبزه گره زنی در روز 13 فروردین(سیزده بدر)از آ« دوره سرچشمه میگیرد.از آن دو سیامک و همسرش نساک و از این دو فرواک و همسرش فرو آیین و از این دو نیز هوشنگ و کوزک بوجود آمدند.

هوشنگ در لغت به معنای کسی است که خانه های خوب و نیکو فراهم می آورد چون او نخستین کسیث بود که خانه سازی را ابداع کرد.اما فردوسی نام هوشنگ را ترکیبی از دو واژه هوش و فرهنگ می داند.

گرانمایه را نام هوشنگ بود*تو گفتی همه هوش و فرهنگ بود

هوشنگ به کین سیامک بر دیوان می تازد و آنان را شکست می دهد.دیوان در طول تاریخ دشمنی سختی با ایرانیان و آیین راستین و پاکشان داشته اند.

کشف آتش و جشن کهن سده

از آنجا که دیوان از مردم متمدن تر بودند جنگ با آنان سخت بود.روزی هوشنگ به همراه یاران در راه بازگشت به سرای خود ماری سیاه را دید.هوشنگ بر مار سنگی زد مار به تندی گریخت و سنگ بر سنگ دیگر فرود آمد و فروزشی ایجاد شد که همه خار و خاشاک آن دور و اطراف سوخت و بدینگونه ایرانیان آتش را کشف نمودند و از آن در سلاح سازی پخت و پز و امور دیگر بهره بردند و توانستند راحت تر با دیوان بجنگند.کندن کاریز(قنات)و خانه سازی و پخت و پز همگی به دوره هوشنگ منسوب است.کتابی را نیز به او نسبت داده اند به نام جاودان خرد که سرشار از پند واندرز زندگانی است.پایتخت او در پارس(فارس امروزی)بود.همچنین ساختن شهر دامغان را به او نسبت می دهند.