تهمورس
تهمورث
تهمورس سومین شاه پیشدادی و فرزند ویونگهان است.اما بر غقیده فردوسی او فرزند هوشنگ شاه است.ویونگهان نخستین کسی بود که به هوم دست یافت به همین سبب خداوند او را دو فرزند شایسته داد.یکی جمشید و دیگری تهمورث.شکل اوستایی نام او تخم اوروپ است.تخم یا تهم به معنای قوی است.مانند تهمتن به معنای قوی تن.اما متاسفانه معنای بخش دوم نام او(اروپ) نا معلوم است.چون تهمورث بر دیوان چیره گشت و آنها را در بند و دستگیر نمود دیوبند نام گرفت.
پسر بد مر او را یکی هوشمند*گرانمایه تهمورث دیوبند
همچنین او به دیوان دستور داد تا به مردم خواندن و نوشتن یاد دهند.او از هر جای سرزمین هر دیو یا مردم کژاندیش را در بند می کرد به آنان دستور می داد تا خط و زبان را به مردم یاد دهند.تهمورس بنا بر گزارش طبری 400 سال پادشاهی کرده است ولی عده ای نیز مدت زمان شاهی او را سی سال و عمرش را 800 سال دانسته اند.او سی سال اهریمن را به شکل اسبی در آورده و بر او سوار شد و گرداگرد گیتی را می گشت تا اینکه روزی اهریمن با وعده ابریشم به زنش او را وادار کرد تا از تهمورث بپرسد که در زمان راندن اهریمن در چه جایی دچار ترس و هراس می شود؟همسرش این را از تهمورث پرسید و او گفت در گردنه البرز در سراشیبی دچار هراس می شوم و بر سر اهریمن گرز می کوبم.و اینگونه اهریمن در گردنه البرز تهمورث را از پشت خود انداخت و به یک آن او را بلعید و ناپدید شد.تهمورث همواره مخالف خرافات و بت پرستی و در مبارزه و جنگ با دیوان و اهریمنان بود.یکی از کار های جالب او این بود که به آیین کسی کاری نداشت و همه را در انتخاب آیین و دین خود آزاد کرد(مانند کوروش بزرگ).در زمان او خشکسالی بزرگی رخ داد ولی او دستور داد تا دارایان و ثروتمندان به فقرا کمک کنند.همچنین شهر اصفهان را او ساخت.تهمورس از خود سرزمینی بجا گذاشت که زیستن در آن آرزوی هر انسانی بود.معمولا به چنین سرزمینی آرمانشهر می گویند.
پس از تهمورث جمشید جم بر تخت نشست.